ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه

نهار چی درست کنم؟

یکی از دغدغه هامم تو زندگی اینه که " امروز نهار چی درست کنم"!!
ینی همیشه وقت نهار که می شه من استرس می گیرم! این لحظه ست که آرزو می کنم ای کاش یه چوب جادویی داشتم بعدش فکر می کردم که فلان غذا رو می خوام عجی مجی لا ترجی حاضر و آماده بود
بعد می بینم صرفن مسئله فقط نهار درست کردن نیست، مسئله چی درست کردنه!
حتا اگه این چوب رُ هم داشته باشم بازم تویِ اون غذا گیر می کنم
از بس از صبح پی انجام دادنِ کارایِ خودم هستم و توش غرق می شم یه هو سرم رُ میارم بالا می بینم عه، ساعت شد سه و نیمُ تا وقتِ نهار ما که چهارُ نیمه فقط یه ساعت مونده
بعد تازه می شینم فکر می کنم نهار چی درست کنم؟ بعد می بینم جواب گیر نمیارم زنگ می زنم به امیر می گم چی برات درست کنم اونم می گه هرچی دوس داری! بعد اصرار پشتِ اصرار که حالا تو بگو چی درست کنم اونم میگه مثلن فسنجون بعد من می گم نه فسنجون نه - اخه تو یه ساعت فسنجون کجا جا میوفته؟ - بعد اونم دیگه نمی گه چی درست کن می گه هرچی دوست داری
بعد دوباره از نو من می شینم فکر می کنم که چی درست کنم؟ این وسط به دو سه نفر دیگه م زنگ می زنم نظرشون رُ می پرسم که باز یا بابِ میلم نیست یا تو فرصتِ زمانی که دارم نمی شه درست کرد!
بعد یه هو سرمُ بلند می کنم می بینم عه، ساعت شد یه ربع به چهار
بعد دیگه واقعن هُل برم می داره، سریع می پرم دمِ یخچالُ فریزر ببینم چی هست اصن چی داریم و چی می تونم بپزم
بعد از بس این کار هر روزُ هر روزُ هر روز تکرار شده من انگاری خیلی توش خبره شدم، ینی یه هو می بینی تو چهلُ پنج دقیقه مثلن یه زرشک پلو با مرغی درست کردم که بیا و ببین باورت نمی شه بعدش هی می گم ینی این رُ من درست کردم؟؟
بعضی وقتام هست که حتا اون چهلُ پنج دقیقه هم وقت ندارم، از بس نشستم فکر کردم زمانم رسیده به نیم ساعت بعد سریع می پرم گوشت چرخ کرده رو در میارم میزارم تو ماهیتابه با پیازُ مخلفاتُ ادویه بعد لوبیا پلو می پزم یا ماکارونی یا یه چی تو همین مایه ها
بعد باز دوباره غذا خوب میشه، باز من می گم من این رُ درست کردم؟
آقا، اما همیشه این دغدغه هستش که غذا چی درست کنم؟ البته اگه به خودم بود اصن غذا نمی خوردم از بس هله هوله دورُ برم هست که خودم رُ سیر کنم اما خب مسئله اینه که من "تنها" نیستم که همیشه خدا انگاری یادم میره این جریان رُ که یکی دیگه هم هست کنارم که بهش یه تعهدی دارم که یکیش اینه که بی چاره وقتی از صبح تا شب کار می کنه حداقل یه غذایِ خوب جلوش بذارم
اما خعیلی سخته غذا درست کردن، خعیلی!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر